◕v◕
-
تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 7:09
madcraft.irتقریبن کل روزه دارم میخونمش و اینکه... خیلییییییییییی باحالههههه! من باید همشو امتحان کنم! و اینکه عررررررر ورژن ماینکرفت من قدیمیههههههههههه
میدونستین؟؟؟
-
تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 7:09
من چندی پیش فهمیدم: + من wither ساااااااااااختممممممممم (آیکن مردن از ذوق) .... خیلی دیوووونه بود! میومد طرفت و دنیا تاریک میشد و بت کله پرت میکرد که کله ها منفجر میشدن! وایییییییییییی◕v◕" خیلی باحالههههه! ازون ادم اهنیا هم ساختم. دیگه چیکار کردم؟؟ همین. به آخر دنیا هم نرفتم. بلد نیستم چگونه بتلپورت...
づ ̄ ³ ̄)づ)
-
تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 7:09
هیروبراین... دیسک یازده... ناااااااااااااااچ.... تعظییییییییییییییییم!!!! ناااااااااااااچ کبییییییییییییر.... دیسک یازده .....c418.... 12418.... لاوا... آیتمای یازدهم... کلههههه ی استییییییو.... خدااااااااااوندااااااااااااا!!!!!xa0 + این ناچ کبیره.
:||
-
تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 7:09
هااااااااااهاااااااااا... دوباره میرسیم به فصل طلایی امتحانات.... یووووهووووو..... دوباره از صب تا شب ول... و ردیو هد. واایییییییییییییییی! ردیوووووووووو هدددددددددددد!!!! و میدونین چیه؟؟؟ میدونین یکی از بهترین اتفاقاتی که داره میوفته چیه؟ اینکه فقط نه روز دیگه باید این آدمای نچسب تو سرویسو تحمل کنم...
 ̄︶ ̄
-
تاریخ: 1396/2/28 ساعت: 18:17
پست کاملش
:"(
-
تاریخ: 1396/2/28 ساعت: 18:17
چرا تغییر کردن در طول زمان باید همش تلخ باشه؟ چرا نمیشه تغییر کنیم به یه چیز خوب؟ چرا همش بدتر و تلخ تر میشه؟
:))))
-
تاریخ: 1396/2/28 ساعت: 18:17
میاین بمیریم؟؟؟
و دوباره
-
تاریخ: 1396/2/28 ساعت: 18:17
It hurts to feelIt hurts to hearIt hurts to face itIt hurts to hideIt hurts to touchIt hurts to wake upIt hurts to rememberIt hurts to hold onTu my headThe hurt's relentlessThe hurt of emptinessThe hurt of wantingThe hurt of going onThe hurt of missingThe hurt is killing meTu my headOffForeverTu it ...
( ̄▽ ̄)
-
تاریخ: 1396/2/9 ساعت: 5:26
هوهنهایم عزیز!!! به دیوونه خونه ی مکنزی خوش اومدی!!!!
-_-
-
تاریخ: 1396/2/9 ساعت: 5:26
بله.... همونطور که قبلن هم گفتم کار گروهی مزخرف ترین چیز تو دنیاست. چون برای من یکی که در طول زندگیم به معنای این بوده که بگم: هی سلام!!!! نظرت چیه که باهم یه کاری کنیم و تو همش در طولش برینی به اعصابم و من مثه احمقا سعی کنم که همه چیز درست پیش بره؟! + یه بار به ک گفتم که دارم دیوونه میشم سر این!!! ...
(ಥ﹏ಥ)
-
تاریخ: 1396/2/6 ساعت: 14:46
ص هم تصمیم داره به من در دیابت نگرفتن کمک کنه... امروز شوکول نخریدیم (ಥ﹏ಥ)..... شوکوووووول (ಥ﹏ಥ) + کمرم تازگیا یاد گرفته زیر بار این چیزای مزخرف زندگی خم شه! البته هنو خم نشده ها.... فلن متعجبه... ولی....
دوباره
-
تاریخ: 1396/1/28 ساعت: 13:43
فردا
nothing else
-
تاریخ: 1396/1/28 ساعت: 13:43
Nothing Else_ Archive
میدونین...
-
تاریخ: 1396/1/28 ساعت: 13:43
خفه شدم. خیلی ساده. و زجراور. خفه شدم. نه میتونم بنویسم نه حرف بزنم... در واقع یاد گرفتم که خفه شم. یادم دادن. اموزششون خوب پیش میره. تبریک میگم.
میدونییین...
-
تاریخ: 1396/1/28 ساعت: 13:43
من این خانومه رو با تمام وجود دوسش دارم anka_zhuravleva اینم اون اکانتیش که عکساشه: https://www.instagram.com/anka_zhuravleva_arts/
لعنت بهتون. خب؟؟؟
-
تاریخ: 1396/1/28 ساعت: 13:43
من فقط دو ساعت وقت دارم. و این داره دیوونم میکنه. و دارم می رینم به مدرسه. خب؟ این اصن خوب نیست. درسته که خیلی چیزای مدرسه آشغاله ولی من دارم همشونو میذارم کنار. آخرین باری که یه چیزی یاد گرفتم یادم نمیاد کی بود. سر زنگا سعی میکنم هرکاری کنم غیر از درس. میشینم مکالماتم با سیه نا رو مینویسم. کتاب میخ
:|
-
تاریخ: 1396/1/28 ساعت: 13:43
حالا جدا ازینکه امروز کلی کار خوب کردم که فردا تریفشون میکنم.... بابام گفت امروز که رفته بود مدرسمون (برای روز پدر براشون جشن گرفته بودن) معاونمون بش گفته دخترتون مایه ی افتخار ماست. دو چیز: ۱- شرم آوره! ۲ـ چاخانیست :|
• ω •
-
تاریخ: 1396/1/28 ساعت: 13:43
بهتون قول میدم که آخرش علت مرگ من خفگی در اثر گازهای سمیه (که قبل از اون هم چشمامو به خاطر بخارات چسب قطره ای و فیکساتیو و کیلر و یه مشت کوفت و مرض دیگه از دست دادم و سی درصد ریه هام قابل استفاده بودن) + هم اینک باید هر روز که بیدار میشم عین غنچه وا میشم برم انگشتامو سمباده بزنم که در طول روز خیلی ا...
سوکس!!!
-
تاریخ: 1396/1/6 ساعت: 22:16
البته این سوکس نیستا... ولی خب! ما بش میگیم سوکس... نزدیک همون کوهه بود... سوکس خوشگل... زیر بال هاش کامل پشمالوی قرمز بود
( ̄~ ̄;)
-
تاریخ: 1396/1/6 ساعت: 22:16
چی بیشتر از این میتونه گند بزنه به روزم که پا شیم بریم گلخونه و کل گلخونه رو زیر و رو کنیم و یه گلدون خوشگل پیچک پیدا کنیم و وقتی میریم به یارو میگیم این چنده؟ بپرسه که از کجا اوردیدش؟ و بگی اونجا و بعدش یارو بگه اونجا سالن تولیداته و این فروشی نیست؟؟؟؟ ▼ー▼ مرض دارین خو درشو باز میذارین؟؟؟